
بزرگترین تراژدی زندگی، وجود مردان و زنانی است که صمیمانه تلاش میکنند و شکست میخورند. شمار این افراد در مقایسه با افراد موفق بسیار بیشتر است.
در این مطلب از بلاگ پارسیس قصد دارم به بررسی 30 دلیل عمده شکست و عدم موفقیت بپردازم. هنگام خواندن فهرست دلایل شکست افراد، خود را با آن مقایسه کنید. نکته به نکته آنرا در نظر بگیرید و ببینید که چند مورد از آنها میان شما و موفقیت فاصله انداختهاند. وقتی بدانید چه چیزهایی است که بین شما و موفقیت فاصله انداخته، آن موانع را از سر راه برمیدارید و امکان رسیدن به موفقیت برای شما بیشتر میشود.
1 – اشکلات جسمانی
برای کسی که با یک نقص جسمانی یا مغزی به دنیا میآید، کار چندانی نمیتوان صورت داد. این اشخاص تنها با استفاده از خدمات دیگران میتوانند شرایط خود را بهتر کنند. توجه داشته باشید که از 31 علت شکست تنها این یک مورد است که نمیتوان آنرا به سادگی اصلاح کرد.
2 – نداشتن هدف مشخص در زندگی
برای کسانی که هدف مشخصی را در زندگی دنبال نمیکنند و کسانی که راهی برای حرکت ندارند، شانس موفقیت چندانی وجود ندارد. از هر 100 نفری که با آنها گفتگو شده 98 نفر هیچ برنامه و هدفی در زندگیشان نداشتهاند و احتمالا این مهمترین علت ناکامی آنها بوده است.
3 – نداشتن اشتیاق برای پیشرفت و ترقی
کسانی که به پیشرفت و ترقی بیعلاقهاند و آنهایی که مایل نیستند بهای ترقی و پیشرفت را بپردازند، شانسی برای موفقیت ندارند.
4 – تحصیلات ناکافی
تحصیل و دانش ناکافی مشکل فلج کنندهای است اما میتوان این کمبود را به سهولت برطرف کرد. تجربه ثابت کرده است که برای موفق بودن در زندگی، الزامی برای داشتن تحصیلات دانشگاهی وجود ندارد. آموزشی که با تجربه خود فرد به دست آید، خیلی بیشتر از تحصیلات دانشگاهی ارزش دارد و احتمالا در موفقیت شما تاثیر بیشتری خواهد گذاشت. تحصیل و آموختن به خودی خود نفعی برای شما ندارد و باید بصورت موثر مورد استفاده قرار گیرد تا موجب موفقیت هرچه بیشتر شما شود.
به اشخاص به خاطر آنچه میدانند حقوق نمیدهند، بلکه اشخاص با توجه به کاری که با این علم و دانش خود میکنند دستمزد میگیرند.
5 – نداشتن نظم و ترتیب
نظم و ترتیب ناشی از کنترل خویشتن است، معنایش این است که بتوان کیفیات منفی خود را کنترل نمود. قبل از اینکه بتوانید شرایط را کنترل کنید، باید ابتدا خودتان را کنترل نمایید. تسلط بر خویشتن دشوارترین کاری است که هرکس میتواند بکند. اگر بر خود مسلط نباشید، این «خود» بر شما مسلط میشود. اگر در برابر آینه بایستید، میتوانید در آن بهترین دوست یا بدترین دشمن خود را ببینید.
6 – نداشتن سلامتی
برخوردار نبودن از سلامتی یکی از موانع موفقیت است. کسی بدون اینکه از سلامتی خوبی برخوردار باشد، نمیتواند موفق شود. اما بسیاری از ناراحتیهای جسمانی را میتوان کنترل کرد. از جمله مهمترین دلایل موجود ناراحتیهای جسمانی عبارتند از:
– پرخوری یا خوردن غذاهای مضر
– عادات فکری اشتباه و توجه به امور منفی
– افراط در فعالیتهای جنسی
– ورزش نکردن و بیتحرکی
– تنفس نادرست و در نتیجه محروم ماندن از هوای سالم و کافی
7 – تاثیرات نامطلوب محیطی در دوران کودکی
بسیاری از کسانی که دارای گرایشات بزهکاری هستند، آن را از محیط و از دوستان نااهل دوران کودکی گرفتهاند. مورد دیگر اینکه برخی از کودکان در محیطی بزرگ شدهاند که طرز فکر افراد نسبت به افراد موفق و ثروتمند، طرز فکری منفی است و به نوعی در ضمیرناخودآگاه شخص، افکاری جای میگیرد که بدون اطلاع خود شخص، وی را از رسیدن به موفقیت باز میدارد.
به طور مثال اگر شخصی در محیطی بزرگ شده باشد که همه ثروتمندان را افراد زورگو، حریص، بداخلاق به شمار آورند، در ضمیرناخوآگاه کودک این موضوع تقریبا به یک باور میرسد که همه ثروتندان افرادی بد و شرور هستند. هیچکس دوست ندارد فردی بد و منفور باشد و بنابراین فردی که طرز فکر منفی نسبت به افراد موفق و ثروتمند دارد، هیچگاه ثروتمند و موفق نمیشود، چون این افراد را بد و منفور میداند.
8 – تنبلی و بیحالی
امروز و فردا کردن یکی از علل مهم شکست و ناکامی است. این کیفیت به گونهای در همه وجود دارد، در کمین ایستاده تا موفقیت را از اشخاص برباید. اغلب ما در زندگی از آن رو شکست میخوریم زیر در انتظار رسیدن «زمان مناسب» هستیم. بهانهسازی میکنیم که برای انجام کار موردنظرمان باید تا فراهم آمدن زمان مناسب صبر کنیم. صبر نکنید و منتظر نمانید، زیرا زمان مناسب هرگز از راه نمیرسد. از همین جایی که هستید شروع کنید و از ابزاری که در اختیار دارید استفاده نمایید. وقتی دست به کار شدید، ابزار بهتری پیدا میکنید.
9 – نداشتن پشتکار و مداومت
اغلب ما آغازگرهای خوبی هستیم اما تمامکنندههای خوبی نیستیم. از آن گذشته بسیاری از اشخاص با مشاهده نخستین نشانههای شکست و ناکامی دست از کار میکشند و این در حالی است که جایگزینی برای مداومت و پشتکار وجود ندارد. کسی که مداومت میکند، مشکل را از پیش روی خود برمیدارد. مشکل را خسته میکند تا راه خود را بگیرد و برود، پشتکار و مداومت شکست و ناکامی را محو میکنند.
10 – شخصیت منفی
کسی که با دید منفی به اشخاص و امور نگاه میکند، شانسی برای موفقیت ندارد. موفقیت با کاربرد و اعمال قدرت حاصل میشود و قدرت نیز ناشی از تلاشهای همکاران و خود شخص است. کسی که شخصیت منفی دارد، نمیتواند همکاری را جلب کند.
11 – کنترل نکردن امیال جنسی
نیروی جنسی محرکی قدرتمند است که اشخاص را به عمل تشویق میکند و از آنجایی که این یکی از قدرتمندترین هیجانات انسانی است باید آنرا کنترل نموند و در مسیر درست هدایت کرد.
12 – میل کنترل نشده برای دستیابی به چیزی در ازای هیچچیز
میل به دریافت جایزه و یا برنده شده در قرعهکشی میلیونها نفر را به شکست و نومیدی سوق داده است. کسی که به انتظار برنده شدن در بانک یا برنده شدن در سایر قرعهکشیها نشسته، هیچوقت به موفقیت نمیرسد. زیرا هرچیزی در این دنیا بهایی دارد و شما اگر بهای موفقیت و ثروت را پرداخت نکنید، به آن نمیرسید.
13 – نداشتن عزم راسخ در تصمیمگیری
اشخاص موفق به راحتی تصمیم میگیرند و در تجدیدنظرهایشان تانی به خرج میدهند. اشخاصی که در تصمیمگیری کند عمل میکنند و مرتب در تصمیمات خود تجدید نظر مینمایند اغلب در شما ناموفقها هستند. تردید در تصمیمگیری و مسامحهکاری برادران دوقلو هستند. هرجا یکی از آنها وجود داشته باشد، به احتمال زیاد دیگری هم وجود دارد. این زوج را نابود کنید و اجازه ندهید که شما را به شکست و ناکامی سوق دهند.
14 – ترسها
با شش هراس اصلی روبرو هستیم که همه اشخاص در زمانی با یک یا ترکیبی از آنها روبرو میشوند.
– ترس از فقر
– ترس از انتقاد
– ترس از بیماری
– ترس از دست دادن عشق و محبت اشخاص
– ترس از سالهای پیری و کهولت
– ترس از مرگ
برای رسیدن به موفقیت هرچه بیشتر، باید بر این ترسها غلبه کنید.
15 – انتخاب همسر نامناسب
ازدواج بین اشخاص ارتباط صمیمانه ایجاد میکند. اگر این ارتباط هماهنگ نباشد، امکان شکست زیاد است. از آن گذشته این شکست اغلب با ناخوشنودی و ناخرسندی همراه است. شکستهای ناشی از ازدواجهای نامناسب، همه نشانههای الهام و اشتیاق را در انسان میکشد.
16 – احتیاط بیش از اندازه
کسی که به دلیل احتیاط بیش از اندازه دست به کار نمیشود، به اجبار پسماندهها و باقیماندههای دیگران نصیب وی میشود. احتیاط بیش از اندازه و محافظهکاری زیاد، به همان اندازه بیاحتیاطی بد است. باید در برابر این افراط و تفریط ایستاد. زندگی پر از فرصتهای مناسب است.
17 – انتخاب همکاران اشتباه
این یکی از دلایل عمده شکست در فعالیتهای اقتصادی است. هنگام ارائه خدمات شخص باید کارفرمای بسیار مناسبی انتخاب شود. کارفرمایی الهامبخش است که از فراست لازم برخوردار باشد. کسی را برای همکاری و شراکت انتخاب کنید که ارزش همکاری داشته باشد.
18 – خرافات و تعصب
خرافات نوعی ترس و نشانه جهل و نادانی است. اشخاص موفق چشمان خود را باز نگه میدارندو هراسی به دل راه نمیدهند.
19 – انتخاب شغل نامناسب
موفق شدن در کاری که آنرا دوست ندارید، امکانپذیر نیست. مهمترین قدم در ارائه و فروش خدمات شخصی، انتخاب حرفهای است که بتوانید با تمام وجود به آن بپردازید.
20 – فعالیتهای غیرمتمرکز
همهکاره و هیچکاره بودن نمونهای است که آنرا زیاد شنیدهایم. به جای پرداختن به انواع و اقسام فعالیتها، همه تلاش خود را روی یک هدف قطعی متمرکز سازید.
21 – خرج کردن بیحساب
ولخرجی و خرج کردن بیحساب شیوه خردمندان نیست. عادت کنید که بخشی از درآمد خود را پسانداز کنید. داشتن پول در بانک هنگام چانهزنی برای فروش خدمات شخصی یا فروش کالا، به انسان قوت قلب میدهد. بدون داشتن پول و پسانداز، شخص مجبور است که هر پیشنهادی را که به او میدهند بپذیرد و به داشتن آن شغل خوشحال باشد.
22 – نداشتن دلگرمی
بدون دلگرمی، نمیتوان دیگران را مجاب کرد. از آن گذشته اشتیاق و دلگرمی سرایت میکند و کسی که از آن بهرهمند است با استقبال دیگران روبرو میشود.
23 – ناشکیبایی و بیصبر بودن
اشخاصی که ذهن بسته دارند، به ندرت موفق میشوند. آسیب زنندهترین نوع ناشکیبایی مواردی است که با عقاید متفاوت در زمینههای مذهبی، نژادی و سیاسی رابطه دارد.
24 – رعایت نکردن حد اعتدال
مخربترین انواع رعایت نکردن حداعتدال، در ارتباط با خوردن، مصرف غذای پرچرب و افراط در هرگونه فعالیت است.
زیادهروی در هریک از موارد در زندگی مانع موفقیت میشود.
25 – ناتوانی در همکاری با دیگران و کار تیمی
خیلیها از آن جهت که نمیتوانند با دیگران همکاری کنند فرصتهای مناسب زندگی خود را از دست میدهند. ناتوانی در همکاری با دیگران مشکلی است که در هیچ حرفهای قابل قبول نیست.
26 – ثروت بادآورده
شاید باور نکنید، ولی ثروت بادآورده اغلب دشمن موفقیت است. شاید در اثر فوت پدر یا مادر پولدار، فرزندانشان به ثروت قابل ملاحظهای برسند. این ثروت بادآورده است که آنرا با تلاش و زحمت بدست نیاوردهاند و روش نگهداشتن و استفاده از آنرا را نمیدانند.
27 – نداشتن صداقت
چیزی که بتوان آن را جایگزین صداقت کرد، وجود ندارد. ممکن است کسی تحت تاثیر شرایط موقتا صداقتش را کنار بگذارد. اما کسی که به عمد صداقتش را کنار میگذارد، شانسی نداشته و دیر یا زود اعتبارش را از دست میدهد و بعید نیست که در این میان آزادی او بر باد رود.
28 – نفسپرستی و خودپرستی
اینها چراغهای خطری هستند که دیگران را از نزدیک شدن به ما برحذر میدارند. کبر و نخوت قاتل موفقیت است.
29 – کارهای حدسی
خیلیها از روی بیتفاوتی و یا تنبلی در گردآوری حقایق، اهمال میکنند و کارهای خود را براساس حدس و گمان انجام میدهند.
30 – نداشتن سرمایه
یکی از دلایل شکستهای تجاری نداشتن سرمایه به قدر کافی و تجربه است.
توصیه میکنیم به اتفاق کسی که شما را به خوبی بشناسد این فهرست را مرور کنید و از او بخواهید که این 31 دلیل شکست و ناکامی را در شما تحلیل کند. البته اگر بخواهید میتوانید این کار را به تنهایی نیز انجام دهید اما اغلب اشخاص نمیتوانند خود را آنطور که دیگران آنها را میبینند، ببینند.
این فهرست برای این نوشته نشده که ضعفهای خود را بزرگ کنید. با خود نگویید من که این ضعف بزرگ را دارم پس نمیتوانم موفق شوم. این فهرست برای این است که بدانید چه چیزهای جلوی موفقیت شما را گرفته است و در رفع آنها بکوشید. قطعا زندگی شما همانچیزی است که خودتان رقم میزنید.
لطفا در بخش دیدگاه نظرتان را درباره دلایل شکست و ناکامی و عدم موفقیت، مطرح کنید.